aghushe eshgh
دوشنبه 02 اردیبهشت 1392 :: 20:07 :: نويسنده : eshghe-abadi

یادته موقع رفتن گفتی هروقت خواستی گریه کنی برو زیر بارون.نکنه نامردی اشکاتو ببینه و بهت بخنده...گفتم اگه بارون نیومد چی؟گفتی اگه چشای تو بباره آسمون گریش میگیره.گفتم یه خواهش دارم.وقتی آسمون چشام خواست بباره تنهام نذار.گفتی چشم...حالا من دارم
گریه میکنم و آسمون نمیباره.تو هم اون دوردورا ایستادی و به من میخندی 


 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران